على محمدى خراسانى
49
شرح رسائل (فارسى)
قوله : و دعوى : هرگاه شخصى از امرى خبر دهد . براى يقين به صدق مخبر به [ مثلا نبوت موسى يا عيسى ] كافى است كه صدق مخبر [ يعنى پيامبر اسلام ( ص ) ] ثابت شود تا از يقين به صدق او يقين به صدق مخبر به پيدا كنيم و امّا متوقف بر نبوت مخبر و حقانيت شريعت او نيست تا نيازى به استصحاب نباشد و بلكه اساسا استصحاب معقول نباشد . و در ما نحن فيه پيامبر شما مسلمانان به محمّد امين [ راستگو و درست كردار . . . ] معروف بوده و از اين راه به صدق گفتار او يقين مىتوان كرد پس نبوت او ثابت نشد . . . مرحوم شيخ مىفرمايد : اتفاقا تمام نكته همينجا است كه ما از چه راهى يقين صددرصد به صدق مخبر يعنى پيامبر اسلام ( ص ) پيدا كردهايم ؟ آيا به صرف امين بودن و شهرهء آفاق بودن در صدق ؟ خير اين كافى نيست زيرا كه و لو امين تعمد بر كذب نداشته باشد ولى احتمال خطا و سهو و نسيان در حق او منتفى نيست و لذا يقين به صدق او نمىآيد مگر از راه يقين به نبوت و عصمت او و اينكه ما ينطق عن الهوى ان هو الّا وحى يوحى و با اين محاسبات ديگر راهى براى استصحاب باقى نخواهد ماند . خلاصه اينكه : فكر ديگرى بايد كرد و از راه ديگرى غير از راه نص قرآن و اخبار نبى اسلام بايد قطع به مستصحب پيدا كنيم تا قابل استصحاب باشد و گرنه از راه نص قرآن جائى براى استصحاب نمىماند و خوشبختانه طريق ديگرى هم نيست به بيانى كه تفصيلا گفته آمد . و در اينجا اضافه مىكنيم كه بر خصوص مسيحيان اشكال ديگرى هم وارد است و آن اينكه همين مطلبى را كه شما به ما مسلمانان اعتراض مىكنيد يهوديان هم بر شما اعتراض دارند كه نبوت موسى را استصحاب مىكنند